![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:53 توسط |
|
|
اساسا تايپوگرافي به چه معناست؟ هر تلاشي كه توسط يك طراح گرافيك يا هر كس ديگري صورت گيرد تا به حروف وجه تصويري ببخشد تايپوگرافي محسوب ميشود و اين تصوير بخشي ممكن است شكل روايي داشته و يا كاملاً فرماليستي باشد. در تايپوگرافي روايي تأكيد برمعناست، اما در نوع فرماليستي آن روابط بصري كه بين فرمها برقرار ميشود اهميت دارند. در واقع در اين تلاش علاوه بر آنكه اطلاع رساني توسط نوشتهها صورت مي گيرد، معنايي ديگر را هم ميتوان از آن درك كرد. تايپوگرافي همراه با گرافيك به وجود آمده است و شيوه روايي آن هم بيش تر در دوره مدرن تايپوگرافي مطرح بود و حالا اين شيوه به آرامي تغيير كرده است. كلمه (Type) يعني الگو، نمونه و چيزي كه قابل تكرار باشد. از اين منظر به خوشنويسي نمي شود تايپوگرافي گفت چون هرچه قدر هم كه خط ها خوش باشد و دقيق، باز با هم فرق دارند. ولي تايپ قابل تكرار است و تايپوگرافي با اين الگوهاي قابل تكرار سرو كار دارد.
شما معضل تايپوگرافي با خط فارسي را در كجا ميبينيد؟
همان طوري كه گفتم تايپوگرافي از دو كلمه تايپ و گرافيك شكل گرفته است و در مقوله تايپ با خط فارسي گرفتاري زيادي وجود دارد. خط فارسي و خوشنويسي فارسي مبتني بر بداهه سازي است. به همان شكل كه آواز، موسيقي، معماري و… و البته يك چارچوب كلي دارند ولي درهنگام اجرا اتفاقهاي زيادي ميافتد. وقتي ما تايپ را كه حروف طراحي شده كاملا رسمي است و از ضروريات گرافيك و نشريات در دنياي مدرن است، براي خود قطعي فرض ميكنيم، مشكل به وجود ميآيد. البته اين به خودي خود اشكالي ندارد اما بايد توجه كنيم اينكه حروف فارسي در قالبهاي حروف لاتين در ايران ( و به طور كلي مصرف كنندگان رسم الخط فارسي) استفاده ميشوند، قطعيت ندارد و امكان به وجود آمدن شكل ديگري منتفي نيست. ما بايد راههاي جديدي پيدا كنيم كه بشود با فونت فارسي كار كرد. ممكن است يكي از راهها اين باشد كه ما تعداد زيادي تايپ داشته باشيم. مثلاً براي يك حرف بيش از يكنوع آن طراحي كرده باشيم. البته اين كار زحمت زيادي دارد و با توجه به سرعتي كه دنيا دارد، ما كندتر پيش ميرويم ولي ما با اين كار خط فارسي را از ابتذال و زوال نجات ميدهيم به نظر من ورود حروف چاپي به ايران همراه با يك اشتباه بوده است و كسي نيامده درباره اين اشتباه تحقيق كند. تا قبل از آن كه حروف سربي به شيوه كنوني آن وارد ايران شود، كسي چنين تصوري درباره خط فارسي نداشت كه مثلا در كلمه «فرهنگ»، «فر» آن از چسبيدن دو حرف مجزاي «ف» و «ر» درست ميشود و بعد ديگر حروف به همان صورت مجزا به آن اضافه ميشوند. در واقع حروف سربي بودند كه تصور جدا بودن حروف را به همراه آوردند مفردات و تركيبات وجود دارد اما اگر شما ميخواستيد تصور كنيد كه نوع ديگري از حرف وسط «ن» هم ميتوانست وجود داشته باشد، ناممكن بود.در تكثير حروف انگليسي به دليل جدا بودن حروف از هم اين كار امكان پذير بود ولي در خط فارسي به ناچار از تعداد فرمهاي ديگر حروف كم كردند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 7:36 توسط |
|
|
....در طول سالها کار میدیدم که چطور چیزی که ما تصادف مینامیم , در کارهایم نقش اساسی داشتند. یک کار براحتی خوب از آب در میامد , و یک کار با تلاش زیاد که صرف آن میکردم حاصل مطلوبی نداشت. و میدیدم که هنگام طراحی هم این تصادفات رنگی و خطی چطور نقش اساسی دارند. تقریبا همه کارها خلق الساعه بودند , رنگ خط و یا طول آن در همان لحظه تصمیم گرفته میشد و هیچ خطی پاک نشد , و دوباره کشیده نشد. جای خط ها و ضخامت آنها و ترتیب آنها نیز به همین منوال بودند..... -گوشه ای از یادداشت های فرشید مثقالی- |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 20:46 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|