تبليغاتX
I DONT KNOW"S
هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... .
 

 

 

به صد مرگِ سخت ،

به صد مرگ سخت تر ،

در زندگی لحظاتی هست

که به صد مرگ سخت تر می ارزد ...

خاطره یی شاید ،

رویایی ،

اتفاقی !

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:8  توسط | 
 

 

با مرجان ها ،

در عمق دریاها لرزیدیم !

با کوسه ها ،

خروارها تن آب را باله زدیم !

با امواج ،

به ساحل ها کوبیدیم !

دنیای سرخُ سیاه خزه هارا ،

بر صخره ها روییدیم !

با ابر ها ،

با راه ها ،

با پرنده ها

به شاخه نارون ها قار قار کردیم

و ترکیدیم

با انار ها و سیرسیرک ها !

وزیدیم ،

ترسیدیم

و درخشیدیم با ستارگان نیمه شب !

تا کجا وُ کجا ...

می بینی تا کجا می رفتیمُ بر می گشتیم ؟

. . . اکنون

چنگ می زند

بر نم روح انسانی رویاهایمان ،

خزه های سبز سفر !

خیس باران !

به سوی پنجره های مه گرفته سرازیر می شویم !

می بینی ؟!

تا کجا با آب آمده ایم !

با قایق بی پارو...

خوابم می آید !

نه !

از عشق سخن گفتن ،

برای آدمی هنوز

خیلی زود است !

خیلی زود ... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:17  توسط | 

 

تناولی

«پرسپولیس»، اثر حجمی استاد پرویز تناولی، در چهارمین حراجی کریستی خاورمیانه در شهر دوبی،  (چهارشنبه) به ارزش دو میلیون و پانصد هزار دلار فروخته شد.

این تندیس که به بانک پاسارگاد در ایران تعلق داشت، توسط یک ایرانی خریداری شد.

در حراج شب سی‌ام آوریل، که جمعا ۱۹۸ اثر نقاشی، عکس، گرافیک و مجسمه عرضه شده بود، ۷۵ اثر به هنرمندان ایرانی تعلق داشت. باقی آثار از کشورهای دیگر خاورمیانه و شمال آفریقا از قبیل لبنان، سوریه، عراق، مصر، الجزیره و فلسطین بود.

در حراجی اخیر، مجموعا آثار هنرمندان ایرانی ۱۲ میلیون و سیصد هزار دلار فروش داشت. ده درصد از فروش هر یک از این آثار هنری به خانه حراج کریستی می‌رسد.

فضای سالن که از جمعیت مملو بود، به حراجی شور و هیجان می‌داد. فروش آثار هنرمندان ایرانی با پچ‌پچ‌ها و تخمین زدن‌های حاضران همراه بود. جذابیت آثار ایرانی برای حاضران، که بسیاری از آنها ایرانی بودند، تا حدی بود که زمان فروش آثار غیر ایرانی فرصتی برای تنفس حساب می‌آمد و بسیاری از تماشاگران در این زمان ها به بیرون می‌رفتند.

اولین آثار ایرانی کار استاد حسین زنده‌رودی، نقاش سقاخانه‌ای ایران بود. از او هفت تابلو خط و نقش به نمایش درآمد که همگی با قیمت‌های بالا فروخته شد و تحسین همگان را برانگیخت.

چهارباغ

یکی از آثار خط و نقش استاد زنده‌رودی با نام «چهار باغ» به قیمت یک میلیون و چهار صد هزار دلار به فروش رفت که گران‌ترین تابلو در حراجی کریستی دبی تاکنون بوده است. پیش از این کارشناسان کریستی برای این تابلو حداکثر تا ۲۵۰ هزار دلار قیمت گذاشته بودند که این قیمت به سرعت شکسته شد.

زنده رودی

سایر آثار وی به قیمت‌های ۵۰۰ هزار، ۲۷۰ هزار، ۱۹۰ هزار و ۱۸۰ هزار دلار فروخته شد. این بار نیز نام استاد زنده رودی به عنوان گران قیمت‌ترین نقاش حراج ثبت شد.

دو تابلو خط‌‌ استاد محمد احصایی به ارزش یک میلیون دلار و ۱۷۰ هزار دلار فروخته شد. تابلوی یک میلیون دلاری وی مورد تشویق حاضران قرار گرفت.

از استاد آیدین آغداشلو تنها یک اثر با نام «فرود فرشتگان» در حراج وجود داشت که به قیمت ۱۲۰ هزار دلار فروش رفت. برای این اثر نقاشی میان ۵۰ تا ۷۰ هزار دلار ارزش گذاری شده بود. آغداشلو خود نیز در حراج حضور داشت.

اثر ابوالقاسم سعیدی نقاش مدرن ایران نیز با آنکه پیش‌بینی می‌شد بین ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار فروش کند، در رقابت تنگاتنگی به ارزش ۹۵ هزار دلار به فروش رسید.

«شاعر ایستاده» دیگر اثر حجمی استاد تناولی بود که به ارزش ۲۲۰ هزار دلار فروخته شد.

دو اثر حسین بهزاد به ترتیب ۱۵ هزار و ۱۹ هزار دلار، اثر محمدعلی ترقی‌جاه ۴۲ هزار دلار، سه اثر ناصر اویسی به ترتیب ۳۰ هزار، ۲۸ هزار و ۲۸ هزار دلار، اثر فرح اصولی ۲۰ هزار دلار، اثر ركنی حائری زاده ۴۲ هزار دلار و اثر یعقوب امدادیان ۲۸ هزار دلار فروش رفت.

تابلوی فرهاد مشیری با عنوان «تا ابد عاشقم» به قیمت ۷۶۹ هزار دلار و اثری از فرامرز پیلارم، ۳۸۵ هزار دلار فروخته شدند.

همچنین آثار مرتضی ممیز و سهراب سپهری به ترتیب ۴۹ هزار و ۶۷ هزار دلار در حراج فروخته شد.

 

در چهارمین حراج کریستی در خاورمیانه، ۳۰ اثر از مطرح‌ترین هنرمندان بین‌المللی چون «اندی وارهول»، «رابرت ایندینا» و «آنیش كاپور» نیز حضور داشت.

farah

دو عکس هنرمند پیشروی آمریکایی «اندی وارهول» از فرح دیبا و محمدرضا پهلوی، به ترتیب به ارزش ۱۰۰ و ۱۳۰ هزار دلار در این حراج فروخته شد.

 

تابلو عکس‌های شیرین نشاط نیز که میان گالری‌داران طرفدارانی پیدا کرده است، در این حراجی بیش از آنچه پیش‌بینی می‌شد، فروخته شد. گران‌ترین تابلوی وی ۲۲۰ هزار دلار فروخته شد.

 

کیارستمی

در چهارمین حراج کریستی در دبی، همچون دور سوم که در ۳۱ اکتبر سال گذشته برگزار شد، اثری از عباس کیارستمی نیز وجود داشت. این تابلو عکس که منظره‌ای از درخت در میان برف را نشان می‌داد، ۱۱۰ هزار دلار به فروش رسید. پیش‌بینی می‌شد این تابلو ۳۵هزار دلار فروش رود.

 

رادیو زمانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:52  توسط | 
 

Scream of the Ant's

Mohsen Makhmalbaf

 

                          فریاد مورچگان

فریاد مورچگان

فریاد مورچگان

فریاد مورچگان

 

MFH

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:47  توسط | 
 

ما بزرگ شده ایم و کار های بزرگ در خور ماست .

سنگ،انسان معمولی، گلدان ... نه اینها مال بچه هاست.وقتی بچه بودیم.

نقاشی ما از این ها پربود. حیف از نگاه ما که روی این چیز ها بنشیند.

پس در پی سرمشق برویم ، درپی Myth ها .

مثلا سن فرانسوا آدم بزرگی است و درست به کار مامی خورد.

 مگر ما ازGiotto چه کم داریم ؟

شور مذهبی،ایمان،عشق،معرفت . . . نه،این ها لازم نیست .

در قرن آزادی بیان هستیم و حق داریم از همه چیز حرف بزنیم.قدیمی ها از تجربه شخصی حرف

می زدند. ما نباید بزنیم .

 نیازی نیست که طعم سرگردانی را چشیده باشیم تا"یهودی سرگردان"را تصور کنیم .

کافی است یک روز که در اتاق خود نشسته ایم تصمیم بگیریم . آن وقت می توانیم دست به کار شویم .

چه زمانه خوبی ! یک زمانی بود آدم هایی بودند که خیال می کردند یک گنجشک برای تمامی آسمان

بس است . چه آرزوی کوچکی داشتند .

آدم هایی پیدا می شدند که تمام عمر عاشق می ماندند. چه حوصله ای .

خوشا به حال ما که با چند قدم از روی همه چیز رد می شویم .

 بی آنکه دعایی خوانده باشیم ،روی دیوار کلیسا نقاشی می کنیم،

 به همان سبکباری که رفته ایم،از کلیسا بر می گردیم و یقین داریم که برای مذهب نمره خوبی خواهیم

 گرفت .

 مثل زنبور عسل نه، مثل پروانه روی تجربه ها بنشینیم و بر خیزیم .

 تنهایی،مراقبه ، خویشتن داری،شور،حال،عشق .... از هر کدام اندکی بچشیم،

 هیچ چیز نباید زیاد وقت ما را بگیرد.

لئوناردو بیکار بود که چند سال یک پرده را می ساخت .

فراانجلیکو بیچاره یک عمر ایمان مذهبی داشت .

برای ما چند روز کار مذهبی (آن هم بدون ایمان ) کافی است . چه عصر درخشانی .

مسافرت آسان شده است ،هنر هم باید آسان شود.

 می گویند در قدیم دود چراغ می خوردندو استخوان خورد می کرده اند .

 چه رسم های عجیب و غریبی داشته اند .

 چه خوب شد که ما در این روزگار متولد شده ایم .

 تازه ما فقط نقاش نیستیم، پاسدار آداب و رسوم هم هستیم .

اصل اینست که روی سطح همگانی زندگی باشیم .

 اما چون لحظه های ظریف هم باید داشت ، پس باید نقاشی هم کرد ، پیانو هم زد ، آواز هم خواند .

سزان برای تشیع جنازه مادر خود نرفت تا یک روز از کار عقب نماند .

ما چون همیشه جلو هستیم، آسان از کار دست می کشیم .

سزان سیب ها را تماشا می کرد . اما این روزها تماشای سیب رسم کهنه ای است .

( هستند کسانی که ویتامین سیب را می بینند ، زنده Abstraction  )

تازه تماشای سیب وقت می خواهد  و تماشا با شتاب زندگی ما ناسازگار است .

پایه کار ها بر هم چشمی است .

 اگر برای تماشای سیب درنگ کنیم همکار ها جایزه را خواهند برد .

 پس برویم دیگ زودپز احساس بخریم .

 و در زمانی کوتاه میز زندگی را با خوراک های رنگ  برنگ بیاراییم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:44  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را
چند نغمه لالایی را
درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin

نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
موسیقی
شعر و ادبیات
نقاشی
تصویر سازی
سینما
تئاتر
پیوندها
موزه هنرهای معاصر تهران
موزه بریتانیا
خانه هنرمندان ایران
انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران
بنیاد آفرینش های هنری نیاوران
Salvador dali Art Gallery
گروه عکاسان
خبرگزاری میراث فرهنگی
کتاب های فارسی (رایگان )
ایران تئاتر
گالری الهه
همه دوشنبه های من
و اينك اين من ِ سانسور شده!
اولین هندوانه دیجیتال
استامینوفن
صبحانه
يادداشتهای يک سهامدار جزء
کارگاه
رسم
pendar
رنگ
Dalahoo
tasv.ir
litera
saieh
غبـــــــار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان