![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
بوی صندل
که بادبزن ابریشمی بر سینه های زنان زیبا می افشاند ،
مرواریدهای دور گردن گندم گون شان ، آوازها ، نوای چنگ و نغمه ی پرندگان ، این همه خدای عشق را بیدار می کنند
و از آن پس لذت تازه و اندوهان تازه می آغازد .
"کالیداسا" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:37 توسط |
|
|
خوابم !
نیمی در سایه ، نیمی در نور . . .
هر ساعتی یک بار چشم باز می کُنم و می بندم ... چون بلدرچینی سیر ، در نیم روز تابستان !
(ح،پ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم تیر 1386ساعت 12:53 توسط |
|
|
بحث داغ امروز جهان و
دفتر کار حقیر ماست ،
نانوتکنولوژی ،
که با اولین نسیم خنک صبحگاهی ،
افتاده است روی میز های کارمان
و ما ساعت ها
برای سو ء استفاده اش ،
عمر هدر میدهیم زیر و روی میز ها .
شب ، خسته ،
به خانه میرسیم با اندیشه ی نانوتکنولوژی ،
بی قلب ،
بی روح ،
بی نان و بی تکنولوژی .
"علی صالحی بافقی " |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 1:29 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|