![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
کسانی که خود بسیارند ، نیازی به هموطن ندارند . کسانی که خود آزادند ، از زندان به ستوه نمی آیند. آدم های اندکند که به ازدحام محتاجند .
"دکتر علی شریعتی " |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 14:23 توسط |
|
coma.ir |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 1:42 توسط |
|
|
دریا خندید در دور دست دندانهایش کف و لب هایش آسمان من آب دریا ها رو می فروشم آقا... پسر سیاه قاتی خونت چی داری؟ آب دریاها را دارم ،آقا... این اشک های شور از کجا می آید مادر؟ آب دریا ها را من گریه می کنم آقا... دل من و این تلخی بی نهایت سر چشمه اش کجاست؟ آب دریا سخت تلخ است آقا؛ دریا خندید در دور دست دندانهایش کف و لب هایش آسمان...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 13:20 توسط |
|
|
به حقیقت نزدیک تر است انسان زیر نور نقره گون ماه تابستان ! سلام ما . . . مشوش ، آیا ؟ مگر ! چرا ؟ بدرود ما . . . آغشته ی ، هرگز ، ولی ! شاید ! گفتم : ولی ای داد ! گفتی : ولی افسوس ! راز معمای جاودانگی نگفتن بود . . . وفادارترین جمع ما از این میان ماه بود که دید و هیچ نگفت . . .
(ح .پ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:7 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|