![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
... آن وقت بود که سر وکله روباه پیدا شد. روباه گفت: سلام. مسافر کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت :ـ سلام. صدا گفت: - من اینجایم زیر درخت سیب.... مسافر کوچولو گفت: کی هستی تو؟عجب خوشگلی!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 16:16 توسط |
|
|
شنبه روز بدی بود
(شهیار قنبری ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 13:39 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:53 توسط |
|
|
به هر دری که رسیدیم ، باز بود . همین ما را بازی داد .
(غ.چهکندی نژاد ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 18:6 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|