![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
... تماشاي مهتاب ، هزار بار به از سياه كردن اين برگ سفيد.
خاطرات سفر ژاپن(سپهری ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 21:57 توسط |
|
|
ولنتاین را مهران نَتاينی ساخت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 21:30 توسط |
|
|
بالاخره که قراره دیگران پس از مرگت با یه جمله ازت یاد کنند یا یه چیزی تو رو به یادشون بیاره:
فکر می کنی اون چیز چیه ؟ یا ترجیح میدی اون جمله چی باشه ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 18:8 توسط |
|
|
نفرینم کن به خاطر خسته گی بی فرجام لحظات و ناگزیری علم اسب از وقوع زلزله و این ملودی غریب که ذهن زلال پیانو را مغشوش می کند ! سر بر کوره ی خورشید می ساید زارع سیاه ! پنگول را به جای پنگول جنگل را دور می زند خرس سفید . با چشم های کوچک تشنه اش ، که اسم اعظم عسل را بر درختی از جنگل حفظ کرده است !
بر ساحل این دریای نامعلوم هزاران سنگ ، سایه در سایه ی هم گره زده اند ! سنگ خاک ، سنگ آتش ، سنگ باد و ریزه سنگ های شناور که در هیأت انسان و گوزن شمال را به جنوب و جنوب را به شمال دور می زنند ! سنگ زمین ، سنگ زحل ، سنگ زهره !
هراس مرغ دریایی از چیست ؟ آیا هزار پولک بلور در نگاه جوانش برق نمی زند ؟ آیا آسمان برای او آبی نیست ؟ و زمین آیا برای او دستانش را پهن نکرده است ؟ هراس مرغ دریایی از چیست ، جز از سایه ی خودش ؟!
ح . پ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 15:6 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 14:36 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|