![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
اگر مثلث ها خدایی به وجود می آوردند ، حتما او را سه گوش می ساختند . .If triangles invented a god , they would makes him three sided
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:8 توسط |
|
|
Someone Within me is struggling to lift a great weight to cast off the mind and flesh by overcoming habit , lazziness , necessity
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 9:13 توسط |
|
|
شب است
شب است،
نیما
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 23:24 توسط |
|
|
آهسته از عکس خارج می شوی و با چتر از کنار عکاس می گذری . پرنده ها از دیوار خرابه های عکس پرواز می کنند . تو در عکس نیستی ، عروسکت نیست ، پرنده ها نیستند ، من هم نیستم ! در عکس هنوز باران می بارد بر خرابه های شهر . ما در عکس ، زیر باران گم شده ایم !
"فریاد شیری" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 23:49 توسط |
|
|
آلبوم : ری را : با صدای سهیل نفیسی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 8:20 توسط |
|
|
ساعت نه شب تلفن می کند .چند لحظه در جواب دادن تردید می کنید : همان ترس همیشگی از تلفن ، همان نگرانی همیشگی از هجوم . پای تلفن هیچ چیز نمی توان گفت ، هیچ چیز نمی توان شنید جز جیرجیری بیهوده ـ یا خبر یک تصادف ، خبر یک غم . هیچ چیز از تلفن عبور نمی کند جز چیز های بی اهمیت یا مصیبت بار ، جز روده درازی نامحدود یا مرگ خشن . بین این دو ، هیچ .
bobin
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 8:14 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|