![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
. Listen to your heart and follow him. Shatter your body and awake : We are all one
Love animals and plants because you were they, and now they follow you like faithful co-Workers and slaves
, The antithetical Powers collide eternally ; they meet , fight , conquer and are conquered become reconciled for a brief moment , and then begin to battle again throughout the universe - from the invisible whirlpool in adrop of water to the endless cataclysm of starts in Galaxy
« Kazantzakis , Nikos »
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 9:2 توسط |
|
|
آیا می توانید ذهن تان را از پرسه زدن باز دارید
و آن را به یگانگی ابتدایی - با - هستی بازگردانید ؟ آیا می توانید بدنتان را همانند نوزادان دوباره نرم و انعطاف پذیر کنید؟ آیا می توانید دید درونی تان را پاک کنید ؟ تا چیزی جز نور نبینید ؟
آیا می توانید دیگران را دوست بدارید و آن ها را بدون تحمیل خواسته های خود راهنمایی کنید؟ آیا می توانید در برخورد با مسائل مهم و حیاتی زندگی هیچ دخالتی نکنید و اجازه دهید آنچه باید ، رخ بدهد؟ آیا می توانید از ذهن خود دست بکشید و بدون دخالت ذهن درک کنید؟
داشتن بدون احساس مالکیت ، عمل کردن بدون انتظار داشتن و راهنمایی کردن بدون سعی در حکم راندن فضایل عالی محسوب می شوند .
تائو ت چینگ ( برگردان : فرشید قهرمانی )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 12:35 توسط |
|
تمام روز در آينه گريه مي كردم
فروغ فرخ زاد.۱۳۴۲ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 0:47 توسط |
|
|
اکنون هبوط رنگ
سال میان دو پلک را ثانیه هایی شبیه راز تولد بدرقه کردند .
کم کم ، در ارتفاع خیس ملاقات صومعه نور ساخته می شد . حادثه از جنس ترس بود . ترس وارد ترکیب سنگ ها می شد . حنجره ای در ضخامت خنک باد غربت یک دوست را زمزمه می کرد . از سر باران تا ته پاییز تجربه های کودکانه روان بود .
باران وقتی که ایستاد منظره اوراق بود . وسعت مرطوب از نفس افتاد .
قوس قزح در دهان حوصله ما آب شد .
سالروز تولد شاعر و نقاش طبیعت . تصاویر از:sohrabsepehri.com
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 0:3 توسط |
|
|
چشم ها ، چشم ها تا کنون چنین بوده است هرگز بر ملا نکرده ام ! با هر نگاهی ، ذهن و دلم به ارتعاش اضطرابی نه چندان موهوم ، به نوسان می افتد ! چنین پیداست که باید پاسخ گوی همه ی نگاه ها باشم ! همه ی حرف ها و سکوت های دهشتناک ! چنین می اندیشم در تاریک روشن اتاق و به سمت آینه به نرمی سرک می کشم !
(ح . پ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 19:22 توسط |
|
|
چمدانت را می بستی مرگ ایستاده بود و نفس هایم را می شمرد .
(م .ش .لنگرودی ) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 9:48 توسط |
|
|
عکس : فرهاد رنجبران
صبح زود چهارشنبه 12 مهر ماه 1385 تلفن زنگ مي زند؛ تلفن همه خانه هايي كه مترجمي، شاعري، نويسنده اي يا منتقدي در آن زندگي مي كند: «سلام! خبر بد را شنيده ايد؟...» نيمه شب گذشته در بيمارستان توس، لب هاي چهره هميشه خندان ادبيات معاصر ايران براي هميشه بسته شد... براي هميشه. باور نمي كنيم. "رضا سيدحسيني" مترجم در حالي كه روي عصايش جلوي بيمارستان توس خم شده مي گويد: «خودش هم باور نمي كرد!»
"عمران صلاحي" ديروز، پيش از افطار به دوستاني كه براي افطار دعوتش كرده بودند تلفن مي كند و مي گويد: «ببخشيد، نمي توانم بيايم. حالم زياد خوب نيست؛ نمي دانم قلبم است يا ريه ام. بايد بروم بيمارستان.» و اين بار در صدايش كسي خنده اي را نمي شنود. انگار بهت زده است، باور نمي كند كه دارد مي رود بيمارستان كه...
سيد حسيني كه خود از مدعوين مهماني افطار ديشب بوده، غمگين ترين خاطره اش را از عمران صلاحي اين گونه به پايان مي برد.
كمي آن طرف تر "اسدالله امرايي" مترجم را مي بينيم كه ديروز صبح را با عمران صلاحي گذرانده است: «يكشنبه از چين كه براي شركت در گردهمايي شاعران جهان رفته بود، به ايران برگشت و ديروز صبح آمد ديدنم و با خودش سوغاتي هم آورده بود. آن موقع حالش خوب بود.»
امرايي خاطرنشان مي كند كه صلاحي مدت ها از بيماري ريوي رنج مي برده است.
"فرخنده حاجي زاده" شاعر و نويسنده هم بارها و بارها اين جمله را تكرار مي كند: «پايش مدت ها بود درد مي كرد اما به آن توجهي نشان نمي داد.»
حاجي زاده از ميان اشك هايي كه روي شانه هاي دوستداران عمران صلاحي در جلوي بيمارستان توس مي ريزد، مي گويد: «مرگ اين يكي را نمي توانيم باور كنيم. همه ما فكر مي كرديم او دست كم نود سال عمر مي كند.»
"مديا كاشيگر" مترجم هم دارد اسامي شاعران و نويسندگان را براي آگهي تسليت مرگ صميمي ترين دوستش به خبرنگاراني كه قصد چاپ آن را دارند، اعلام مي كند. كدام دوستتان آقاي كاشيگر؟ حتي شنيدن نام او از لب هاي كاشيگر هم كه يار گرمابه و گلستانش بوده باعث نمي شود كه كسي باور كند كه "عمران صلاحي" مرده است.
جواني روي پله هاي بيمارستان ايستاده و آرام اشك مي ريزد. موهايش كوتاه است و به نظر مي رسد دوران سربازي را مي گذراند. از صدايش مي شود تشخيص داد كه پسر عمران صلاحي است، چرا كه هر كس حتي چندين بار هم كه صداي او را پشت تلفن مي شنيد، باز هم صداي او را با پدرش اشتباه مي گرفت. اوست كه تلاش مي كند هماهنگي هاي مراسم تشييع فردا صبح را از خانه هنرمندان انجام دهد. كوچه اي كه بيمارستان در آن واقع شده، كوچه تنگي است و همين جمعيتي هم كه امروز خبردار شده اند و آمده اند، به سختي در آن جاي گرفته اند چه رسد به جمعيتي كه فردا صبح خواهد آمد، جمعيتي كه شاعران، نويسندگان، مترجمان و منتقدان بي ترديد در آن گم خواهند شد، چرا كه مردمي كه اندك علاقه اي به طنز داشته باشند هم حتماً صاحب پيكري را كه فردا تشييع مي شود، به جا مي آورند: «تشييع پيكر چه كسي است؟...»
كسي كه نه تنها خانواده اش، كه مردمي كه طنزهايش را در "توفيق" و "گل آقا" خوانده اند هم از شنيدن خبر مرگش تكان مي خورند.
نگاه غمگين "عنايت سميعي" شاعر و منتقد بر جمعي كه جلوي بيمارستان ايستاده اند، سنگيني مي كند.
مثل اين كه بايد باور كرد كه همه، همه ما بايد در سالمرگ "احمد محمود"، يك بار ديگر و اين بار براي لبخند يك شاعر رخت عزا به تن كنيم.
خبرگزاري ميراث فرهنگي - سپيده جديري |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 9:44 توسط |
|
|
اساسا تايپوگرافي به چه معناست؟ هر تلاشي كه توسط يك طراح گرافيك يا هر كس ديگري صورت گيرد تا به حروف وجه تصويري ببخشد تايپوگرافي محسوب ميشود و اين تصوير بخشي ممكن است شكل روايي داشته و يا كاملاً فرماليستي باشد. در تايپوگرافي روايي تأكيد برمعناست، اما در نوع فرماليستي آن روابط بصري كه بين فرمها برقرار ميشود اهميت دارند. در واقع در اين تلاش علاوه بر آنكه اطلاع رساني توسط نوشتهها صورت مي گيرد، معنايي ديگر را هم ميتوان از آن درك كرد. تايپوگرافي همراه با گرافيك به وجود آمده است و شيوه روايي آن هم بيش تر در دوره مدرن تايپوگرافي مطرح بود و حالا اين شيوه به آرامي تغيير كرده است. كلمه (Type) يعني الگو، نمونه و چيزي كه قابل تكرار باشد. از اين منظر به خوشنويسي نمي شود تايپوگرافي گفت چون هرچه قدر هم كه خط ها خوش باشد و دقيق، باز با هم فرق دارند. ولي تايپ قابل تكرار است و تايپوگرافي با اين الگوهاي قابل تكرار سرو كار دارد.
شما معضل تايپوگرافي با خط فارسي را در كجا ميبينيد؟
همان طوري كه گفتم تايپوگرافي از دو كلمه تايپ و گرافيك شكل گرفته است و در مقوله تايپ با خط فارسي گرفتاري زيادي وجود دارد. خط فارسي و خوشنويسي فارسي مبتني بر بداهه سازي است. به همان شكل كه آواز، موسيقي، معماري و… و البته يك چارچوب كلي دارند ولي درهنگام اجرا اتفاقهاي زيادي ميافتد. وقتي ما تايپ را كه حروف طراحي شده كاملا رسمي است و از ضروريات گرافيك و نشريات در دنياي مدرن است، براي خود قطعي فرض ميكنيم، مشكل به وجود ميآيد. البته اين به خودي خود اشكالي ندارد اما بايد توجه كنيم اينكه حروف فارسي در قالبهاي حروف لاتين در ايران ( و به طور كلي مصرف كنندگان رسم الخط فارسي) استفاده ميشوند، قطعيت ندارد و امكان به وجود آمدن شكل ديگري منتفي نيست. ما بايد راههاي جديدي پيدا كنيم كه بشود با فونت فارسي كار كرد. ممكن است يكي از راهها اين باشد كه ما تعداد زيادي تايپ داشته باشيم. مثلاً براي يك حرف بيش از يكنوع آن طراحي كرده باشيم. البته اين كار زحمت زيادي دارد و با توجه به سرعتي كه دنيا دارد، ما كندتر پيش ميرويم ولي ما با اين كار خط فارسي را از ابتذال و زوال نجات ميدهيم به نظر من ورود حروف چاپي به ايران همراه با يك اشتباه بوده است و كسي نيامده درباره اين اشتباه تحقيق كند. تا قبل از آن كه حروف سربي به شيوه كنوني آن وارد ايران شود، كسي چنين تصوري درباره خط فارسي نداشت كه مثلا در كلمه «فرهنگ»، «فر» آن از چسبيدن دو حرف مجزاي «ف» و «ر» درست ميشود و بعد ديگر حروف به همان صورت مجزا به آن اضافه ميشوند. در واقع حروف سربي بودند كه تصور جدا بودن حروف را به همراه آوردند مفردات و تركيبات وجود دارد اما اگر شما ميخواستيد تصور كنيد كه نوع ديگري از حرف وسط «ن» هم ميتوانست وجود داشته باشد، ناممكن بود.در تكثير حروف انگليسي به دليل جدا بودن حروف از هم اين كار امكان پذير بود ولي در خط فارسي به ناچار از تعداد فرمهاي ديگر حروف كم كردند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 7:36 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|