![]() |
![]() |
|
| هزارمین سیگارم را روشن می کنم... پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم ... . |
|
دیروز را بسیار دنبالت گشتم اما پیدایت نکردم
باور نکردم
ريبوار سيویلی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 8:43 توسط |
|
|
ظهرهای تابستان من و گنجشک های خانه و آهنگی که با من لبخند می زدی . خانه را که فروختیم تو هم با گنجشک ها رفتی حالا من مانده ام و ظهرهای بی آهنگ تابستان که در اتاقی اجاره ای لبخند تو را قاب گرفته ام .
از کتاب :کلاغ ها زبان گنجشک را نمی فهمند (فریاد شیری) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 18:4 توسط |
|
|
جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز ، جایش را پر نخواهد کرد ...
(برای کودک شاد درون تو ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 22:55 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کتاب ها جعبه های موسیقی لبالب از مرکب اند.
خواستم چند نت لطیف را چند نغمه لالایی را درست پیش از آنکه به خاموشی گرایند گرد آورم. . . bobin |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی شعر و ادبیات نقاشی تصویر سازی سینما تئاتر |
|
RSS
|